همه چی تموم شد!

آوریل 30, 2006 at 12:32 ق.ظ. بیان دیدگاه

دیگه دلم نمی خواد زندگی رو باور کنم. اگه الان چشمام خیس نبود!

اگه الان این بغض تو گلوم نبود! اگه الان تو قلبم هنوز یه آرزو بود؟

اگه الان هنوزم فرصت بود! یه جا خوندم که هر چقدر هم که آرزو کنی هیچ وقت دوبار در یک مکان قرار نمی گیری و این راز نرسیدن به رستگاریه. حرفام تکرای شده..خودمم برا خودم تکراری شدم..همه چی تکراریه! دارم حس می کنم تلخی همه ثانیه هام رو..همه رو!

خدایا یا «باور بودن» رو از من بگیر

یا

لذت لمس لحظه های رسیدن رو به من ببخش!

Advertisements

Entry filed under: روزنوشت هایی از زندگی من.

خوشبختی تنها آرزو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


آمار بازدید از تاریخ 30 می 2007

  • 1,297,342 بازدید

آرشیو مطالب

بیشترین کلیک شده‌ها


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: